3- توهم کنترل

بوسیله می 15, 2021 می 26th, 2021 گزارش

بسیاری موافق این نظر هستند که بین مهارت و شانس همپوشانی زیادی وجود دارد، اما فهم کامل مرز نامشخص بین این دو، همچنان به توجه نیاز دارد. در اصل، تفاوت بین این دو شفاف و واضح به نظر می‌رسد. در موقعیت‌های مهارتی، یک ارتباط منطقی بین رفتار و نتایج وجود دارد؛ بنابراین، موفقیت در وظایف مهارتی، قابل کنترل است. از طرف دیگر، شانس یک رویداد اتفاقی است. موفقیت در فعالیت‌های شانسی ظاهرا غیر قابل کنترل است. مسئله فعلی این است که این تمایز به‌طور کامل شناخته شده است یا خیر؟ اگرچه افراد خیلی در مورد مفهوم شانس صحبت می‌کنند، اما به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار وقایع تصادفی قابل کنترل هستند.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که نمی‌توان نقش حوادث و اتفاقات تصادفی را در آن نادیده گرفت. هر شخصی در طول زندگی خود ممکن است بارها با شرایطی مواجه شود که توانایی کنترل آن را ندارد، اما شاید توانسته به‌طور تصادفی نتیجه آن را پیش‌بینی کند. همین عامل باعث می‌شود که شخص، نقش شانس و شرایط تصادفی را کم‌تر از آنچه که هست بپندارد و از طرف دیگر میزان کنترل و یا به بیان لانگر[1]، «موفقیت شخصی» خود در آن شرایط را بالاتر از آنچه که هست تصور کند.

باتوجه به مقدمه و توضیحاتی که در بالا ذکر شد، بهتر است تعریفی از این سوگیری ارائه کنیم تا به درک مشترکی از توهم کنترل دست پیدا کنیم. در سال 1975، لانگر در مقاله‌ای توهم کنترل را بدین صورت تعریف می‌کند: «انتظار یک موفقیت شخصی که احتمال وقوع آن به طور نامتناسبی بالاتر از احتمال عینی و موجه آن است». او همچنین مشاهده کرد افرادی که اجازه داشتند شماره بلیط بخت‌آزمایی خود را در یک بخت‌آزمایی فرضی انتخاب کنند، در مقایسه با افرادی که به طور تصادفی روی شماره‌های موجود شرط‌  بندی می‌کردند، حاضر به پرداخت بهای بیشتری بابت خرید بلیط بودند.

2- تاریخچه و مرور ادبیات:

در ادبیات مربوط به روانشناسی، توهم کنترل متعلق به دسته کلی‎تر سوگیری خودپسندی است و در بین فرا اطمینانی و خوش‌بینی غیرواقعی قرار می‌گیرد.

در سال 1975، لانگر و راث[2] بیان کردند هنگامی که افراد به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویا بر موقعیت‌هایی کنترل دارند که عملا و به طور قطع شانسی هستند، از چیزی که او آن را توهم کنترل نامید، رنج می‌برند. بسیاری از مطالعات نشان داده است که فعالیت‌های وابسته به مهارت مانند انتخاب، رقابت و تمرین اگر در یک موقعیت شانسی تعریف شوند، مردم به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویا نتایج شانسی حاصل شده، به طور حتم از مهارت ایشان بوده است. با ذکر مثال‌هایی، کاربرد توهم کنترل در انتخاب را نشان می‌دهیم:

افراد تصور می‌کنند که اگر خودشان تاس را بیندازند، کنترل بیشتری بر آن دارند نسبت به زمانی که افراد دیگری برای آ‌ن‌ها این کار را انجام دهد.

مردم مایل هستند خودشان شماره بلیط بخت آزمایی‌شان را انتخاب کنند تا اینکه شخص دیگری اعداد را به جای آن‌ها انتخاب کند.

توهم کنترل معمولا با احساس مهارت و یا رقابت تشدید می‌شود، حتی هنگامی که نتایج کاملا تصادفی هستند. آزمایشی در سال 1991 توسط هاث[3] و تورسکی[4] انجام شد که در آن افراد ابتدا باید به سوالات علمی پاسخ می‌دادند و بیان کنند که چقدر از درست‌بودن پاسخ‌هایشان اطمینان دارند. سپس آن‌ها می‌توانستند بر روی قضاوت مطمئن خودشان و یا بر رویداد شانسی شرط‌بندی کنند. نتایج نشان داد که مردم حتی حاضر بودند پول بیشتری پرداخت کنند تا بر روی قضاوت خودشان شرط‌بندی کنند و این زمانی امکان‌پذیر بود که از معلومات خود، اطمینان داشته باشند. در بعضی موقعیت‌ها به‌نظر می‌رسد که توهم کنترل کاهش پیدا می‌کند: برای مثال دیکسون[5] (2000)، دریافت که توهم کنترل با دستورالعمل‌های هدفمند کاهش پیدا می‌کند.

3- مثال‌هایی از توهم کنترل:

در بخش های قبل، برای حفظ پیوستگی متن و درک راحت‌تر مطالب بیان شده، مثال‌هایی بیان شد، اما برای درک بهتر موضوع، در این قسمت نیز مثال‌هایی بیان می‌شود تا انواع بیشتری از موضوع بیان شده باشد.

در مطالعات گافمن[6] و هنسلین[7] در سال 1976، برخی مشاهدات وجود دارد که تایید می‌کند که افراد وقایع تصادفی را به عنوان پیامد های قابل کنترل در نظر می‌گیرند. گافمن در مطالعه خود بر شرط‌بندی‌های لاس‌وگاس، متوجه شد که کسانی که ورق را پخش می‌کنند، اگر چند دور بدشانسی بیاورند، ممکن است از شغل خود اخراج شوند. هنسلین بازی پرتاب تاس را بررسی کرد و متوجه شد که بازیکنان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار نتیجه تاس را کنترل می‌کنند. مثلاً اگر اعداد کوچک بخواهند، تاس را خیلی نرم پرتاب می‌کنند و اگر اعداد بزرگ بخواهند آن را محکم پرتاب می‌کنند. آن‌ها معتقد هستند که تلاش و تمرکز می‌تواند نتیجه بخش باشد.

اگر کسی بخواهد بر روی یک واقعه شانسی کنترل اعمال کند، باید کار خود را قبل از تعیین شدن پیامد آن واقعه شانسی انجام دهد. استریکلند[8]،  لویکی[9] و کاتز[10] (۱۹۶۶)  این مسئله را بررسی کردند.  در مطالعه ایشان افراد در یک بازی پرتاب تاس شرکت کردند که در آن از شرط‌بندی‌های مختلف انتخاب می‌کردند و می‌توانستند یا قبل از پرتاب تاس یا بلافاصله پس از پرتاب تاس و قبل از اعلام نتیجه، شرط‌بندی خود را انجام دهند. نتایج نشان داد که وقتی افراد شرط‌بندی قبل از پرتاب تاس انجام می‌دادند، مقادیر بیشتری شرط‌بندی می‌کردند.

4- تاثیر توهم کنترل بر سرمایه‌گذاران:

در مقالات مختلفی بر تاثیر توهم کنترل بر سرمایه‌گذاری و رفتار سرمایه‌گذاران اشاره شده است. پس از بیان مثال‌هایی از توهم کنترل بر رفتار و زندگی افراد، لازم است نمونه‌هایی نیز در رابطه با تاثیر این سوگیری بر رفتارهای سرمایه‌گذاران بیان شود.

فاما[11] (1998) و فلنر[12] (2009) بیان می‌کنند سرمایه‌گذاران از بین گزینه‌های موجود، به گزینه‌هایی که به طور ذهنی بیشتر به آن‌ها علاقه‌مند هستند، وزن بیشتری می‌دهند؛ همچنین تامپسون[13]، آرمسترانگ[14] و توماس[15] (1998) اذعان می‌کنند افرادی که دچار توهم کنترل هستند، چیزی که دوست ندارند را کم برآورد کرده و چیزی که دوست دارند را بیشتر از مقدار واقعی برآورد می‌کنند و نیز نشان می‌دهند که تصمیمات سرمایه‌گذاران در سرمایه‌گذاری، از توهم کنترل تاثیر می‌پذیرد.

دوراند[16] (2003) بطور مستند ثابت کرده است که سوگیری توهم کنترل بر تصمیمات سرمایه‌گذاری آینده تاثیر می‌گذارد. همچنین می‌توان در این مورد نیز بحث کرد که تصمیمات سرمایه‌گذاری افراد بر اساس مهارت و ترجیح‌شان در کنترل اتفاقات غیرقطعی آینده و برآورد بیش از اندازه مهارت‌ها و توانایی‌شان است.

نتایج این مطالعه، اشاره دارد به تله‌های اساسی‌ای که در انتخاب پرتفوی شخصی برای اشخاص پیش می‌آید. مخصوصا کارمندانی با تخصص مالی کم، ممکن است در هنگامی که درحال برنامه ریزی و تصمیم گیری برای پس انداز بازنشستگی خود هستند، به طور جدی، قربانی یکی از دو تصور غلط شوند: اول، ممکن است تصور کنند عملکرد شرکتی که در آن مشغول هستند، قابل کنترل‌تر باشد نسبت به چیزی که درواقع است و بنابراین، مقدار زیادی در آن سرمایه‌گذاری کنند. دوم، ممکن است پس‌اندازشان را در تعداد سهام خیلی کمی متمرکز کنند با این توهم که مانیتور کردن پرتفوی کوچکتر ساده‌تر است و بنابراین، قابل کنترل‌تر نیز است.

5- عوامل تاثیرگذار بر تقویت توهم کنترل:

همانطور که پیشتر نیز بیان شد، رقابت و احساس مهارت می‌تواند بر توهم کنترل تاثیرگذار باشد و باعث تشدید آن شود. در این راستا، دو آزمایشی که توسط لانگر بیان شده است را شرح می‌دهیم. در بیان این آزمایشات، سعی می‌شود برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب، آزمایشات به طور خلاصه شده بیان شوند و نیز به دلیل مشابه، از بیان روش آزمایش نیز خودداری شده و صرفا به بیان نتایج آن پرداخته شده است.

آزمایش 1: اثر رقابت بر توهم کنترل

از آنجا که افراد معمولا درهنگام برآورد مهارت‌های خود در رقابت شرکت می‌کنند، فرض می‌شود که وجود این عامل مبتنی با مهارت در یک شرایط تصادفی باعث ایجاد توهم کنترل می‌شود.

در این مطالعه، افراد در یک محیط تصادفی با یک فرد به رقابت می‌پردازند. این فرد یا یک فرد با اعتماد به نفس یا یک فرد عصبی و دستپاچه است. اگر افراد به گونه‌ای رفتار کنند که پیامد این رقابت غیر قابل کنترل باشد، آنگاه می‌توان گفت عواملی غیر از احتمال برنده‌شدن وجود دارند که نقش بیشتری در اثرگذاری بر شرط‌بندی‌های افراد دارند. در این شرایط، افراد در هنگام رقابت با کسی که خیلی از خودش مطمئن است مقدار کمی شرط‌بندی می‌کنند که دلیل این امر یا به خاطر این است که انتظار دارند رقیب آزمایشی خیلی شرط‌بندی کند یا به این خاطر است که می‌خواهند مثل او رفتار کنند، چون ریسک کردن در جامعه ما یک ارزش تلقی می‌شود. افراد ممکن است در هنگام بازی با رقیب آزمایشی دستپاچه نیز شرط‌بندی بالایی بکنند تا متفاوت از او جلوه کنند یا ممکن است علت این کار با ارزش بودن ریسک‌کردن در جامعه باشد. اما، ممکن است در هنگام شرط‌بندی با رقیب آزمایشی دستپاچه مقدارکمی شرط‌بندی کنند چرا که انتظار دارند او کم شرط‌بندی کند و به این ترتیب افراد ریسک کمی را می‌پذیرند و با همان ریسک کم هم به نظر خیلی ریسک‌پذیر می‌رسند. از سوی دیگر، اگر همانطور که پیش‌بینی شد، رقابت باعث ایجاد توهم مهارت شود، افراد بر اساس احتمال بردشان شرط‌بندی خواهند کرد. از آنجا که هرچقدر رقیب آزمایشی ضعیف‌تر باشد احتمال برد نیز بیشتر می‌شود، افراد باید در برابر رقیب آزمایشی دستپاچه خودشان بیشتر از رقیب آزمایشی خونسرد شرط‌بندی کنند.

نتایج آزمایش:

قبل از بررسی اینکه آیا میزان پول شرط‌بندی شده تابعی از قابلیت رقیب آزمایشی بوده است یا نه، لازم است تا بررسی شود که آیا واقعاً رقیب او در دو شرایط مختلف به دو صورت مختلف درک شده است یا نه. با استفاده از روش‌های آماری که در مقاله بیان شده است می‌توان با خیال راحت گفت که این اتفاق صورت گرفته است.

در روش آزمایش بیان شده است که افراد می‌توانستند هر مقداری از صفر تا ۲۵ سنت را در چهار دور شرط‌بندی کنند. این چهار شرط‌بندی متوسط‌گیری شد تا میزان متوسط شرط‌بندی هر فرد به دست آید. نتایج نشان داد که میانگین شرط‌بندی برای افرادی که با فرد با اعتماد به نفس رقابت می‌کردند کم‌تر از  شرط‌بندی در رقابت با فرد دستپاچه بود.

به منظور اطمینان پیدا کردن از این فرضیه که دانشجویان بررسی شده انتظار داشته‌اند رقیب جذاب شرطبندی بیشتری نسبت رقیب غیرجذاب انجام دهد دو پرسشنامه بر اساس نمونه‌های تصادفی از دانشجویان کارشناسی پر شد. در پرسشنامه اول، محیط آزمایش و شرکت‌کنندگان توصیف شد و از آن‌ها پرسیده شد به نظر آن‌ها چه کسی شرط‌بندی بیشتری خواهد داشت 12 نفر از ۱۶ نفر انتظار داشتند که شخص جذاب‌تر شرط‌بندی بیشتری کند. پرسشنامه دوم آزمایش را تشریح کرده و از افراد پرسیده شد که خودشان چقدر در هر بار شرط‌بندی می‌کردند تمام ۱5 نفر پاسخ پاسخشان حداکثر شرط بندی (۲۵ سنت) بود.

آزمایش 2: اثر انتخاب بر توهم کنترل

یکبار دیگر فرض شد که وقتی که شرایط تصادفی حالتی مربوط به مهارت را القا کند، افراد به گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار روی واقعه غیرقابل کنترل مورد نظر کنترل دارند و این رفتار حتی در صورتی که نقش شانس در موفقیت یا شکست کاملاً روشن باشد نیز انجام می‌گیرد. بخت‌آزمایی زمینه خوبی برای مطالعه توهم کنترل است. چرا که غیر از تصمیم‌گیری در مورد خرید یا عدم خرید بلیط، نتیجه بخت‌آزمایی کاملاً تصادفی است. اگر کسی بتواند کنترل بر نتیجه بخت‌آزمایی داشته باشد، باید بتواند احتمال انتخاب بلیط خودش را افزایش دهد. این بلیط در آن صورت ارزش بیشتری نسبت به بلیطی خواهد داشت که متعلق به کسی است که کنترلی روی نتیجه ندارد و اگر ارزش آن بیشتر باشد، قیمت بیشتری می‌توان از خریداران بلیط مطالبه کرد.

در این مطالعه یک بخت‎آزمایی انجام شده است تا اثر انتخاب را، که یک عامل مهم در شرایط مهارتی است، بر توهم کنترل بررسی کنیم. پیش‌بینی شد که افرادی که حق انتخاب بلیط بخت آزمایی را داشتند، قیمت بالاتری برای آن خواهند خواست.

نتایج آزمایش:

همانطور که پیش‌بینی می‌شد، داشتن حق انتخاب اثر چشمگیری بر ارزش بلیط بخت‌آزمایی داشت. یک نتیجه جالب به دست آمده در این مطالعه، تاثیر آشنایی بر توهم کنترل است. خانم‌ها مانند آقایان با بازی فوتبال آشنایی ندارند؛ بنابراین، احتمال ورود آن‌ها به بخت آزمایی کمتر است و پس از ورود هم احتمالاً بلیط خود را به قیمت کمتری حاضرند بفروشند. لازم به ذکر است که فقط چهار نفر شرکت در بخت آزمایی را قبول نکردند و همه آن‌ها خانم بودند.

6- جمع بندی:

بر اساس شواهدی که ارائه شد، به نظر می‌رسد که افراد تفاوتی بین وقایع تعیین شده با شانس و وقایع تعیین شده با مهارت قائل نیستند. به نظر می‌رسد عینی بودن احتمال، عامل اصلی تعیین کننده رفتار افراد نیست. بلکه رفتار کردن در برابر وقایع به گونه‌ای که انگار قابل کنترل هستند وابسته به عواملی مانند رقابت، انتخاب، آشنایی و درگیر شدن با آن است و این عوامل ممکن است کاملاً متفاوت از واقعیت باشند. این مسئله حتی در شرایطی که آشکارا شانسی هستند مانند یک بخت‌آزمایی، وجود دارد.